کتایون محمودی

Mohamad-ghaderi-shahrdar-rijabحال این روزهای ریژاو بهاری است! زمین و آسمان سبز شده و درخت ها بی دریغ پر از شکوفه شده اند؛ به تلافی دو سال خسارت به باغ ها و مسموم شدن استخرها، روی دیگر سکه را هم باید ببینیم و اگر خدا بخواهد روزهای خوش در راهند تا به مردم لبخند بزند و خدا مهربانیش را دو چندان کند تا بندگانش بدانند او حواسش به همه هست.

ریژاو هم چندسالی هست که شهر شده تا نمادهای شهری در آن نمایان شود. از میان مردمش، مردی در کسوت شهردار انتخاب شد که معنی درد و صبوری را می فهمد.

او برخاسته از میان فرزندان همان سرزمین خسته و فراموش شده است که خوب می داند کجای این ویرانه را باید آباد کند. سخت کوش و کم حرف و پرکار است. ادعایی ندارد و بیشتر از آن چه شعار بگوید، کار می کند. از فکر مثبت دیگران استفاده می کند و امامان جمعه و شورا هم با او همفکرند.

این بار شمایل این گوشه مظلوم وطن، با راحیه ی همدلی رو به سویی دارد که بی تردید حاصلش روزهای آبادانی و تابناکی است، بعد از آن روزهای سرد و بی مهری، بعد از آن حادثه های تلخ، امروز ریژاو چشم به همت بیشتر مسئولان دارد تا شهردار و شورا و مردم را یاری کنند که از گذر حادثه ها بگذرند و به روزهای آبادانی برسند.

دو سال قرین روزهای سخت برای مردم بود. محصول باغ ها به تگرگ و سرما مبتلا شد و استخرهای ما به یکباره مسموم گردید و تراژدی فقز و قرض و بد یُمنی روی نمود؛ اما به یاری خدا و همت مردم، آن روزها فراموش شدند و ریژاو در ردای شهر عرض اندام کرد و اولین شهردار، سخت کوشانه و دلسوزانه با توکل به خدا و همکاری مردم دست در دست هم رو به سوی لحظه های خوشی گام برداشتند.

عملکرد یک ساله شهرداری بیش از آن که در خط خط نوشته های من معرفی شود، در چهره ی شهر نمایان است. شهردار جوان و خستگی ناپذیر با تکیه بر اراده ی خدا برای آبادی سرزمین مومنان، پای در راهی گذاشت که به همت و تلاشی پیگیر محتاج بود و او به حقیقت دلسوز است.

اولین اقدام او تعریض کوچه ها و خیابان ها بعد از آن سنگفرش و دادن چهره ی مطلوب به کوچه هاست. مدیریت او استفاده از فکر دلسوزان دیگر همه و همه مانند زنجیری همه را به همدیگر وصل کرد تا هرکس به سهم خود برای گشودن گره ای بکوشد و درد ریژاو، درد همه شد؛ گرچه شهردار پرچم آن را بر دوش دارد، این بهشت منطقه غرب، این نگین دالاهو باید بدرخشد. زیبایی این فرزند وطن باید در وهله ی اول چشم مردمش را بنوازد.
باید استخرها پر از ماهی و جریان زندگی در رگ های آن جاری باشد، باید یاغ ها دوباره پر از میوه شود و افسردگی از چهره اش زدوده شود و این حاصل می شود اگر همه ی خوبی ها و زحمت ها را ببینیم و قدردان باشیم و برای برداشتن گام های بلند، کوتاهی نکنیم.

ریژاو مال ماست و باید در کنار شهردار از هیچ کوششی دریغ نکنیم که شاید این فرصت از دست برود. عملکرد موفق شهرداری در این مدت کوتاه نتیجه ی همدلی مردم و شورا و شهردار است که باید همیشه حفظ شود و تفرقه نتواند عامل اختلاف و فاصله باشد.

چهره شاداب شهر نوپای ریژاو، تنها و تنها با دست های خود ما تازه می ماند. چیزی را که ما صاحبش هستیم قدر بدانیم که اگر شکر نعمت وجود انسان های دلسوز این مقطع ریژاو را به جای نیاوریم، به زودی از دستشان می دهیم و دیگر این روزها تکرار نمی شود و ما می مانیم و حسرتی که خودمان باعثش بوده ایم.

ریژاو یک سال است که کمی حالش خوب است و من به نمایندگی از مردم شهرم، که صادق و قدردان هستند به شهردار پرکارمان، خسته نباشید می گویم که:
دست مریزاد و ممنون

کتابون محمودی

هفته نامه غرب -شماره ۴۴۱ صفحه ۶ مورخ ۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴